تبليغاتX
دن کیشوت

دن کیشوت

طعم گس شخصیت من

رئیس جمهور یا معلم اخلاق ؟

سخنرانی رئیس جمهور در مراسم 22 بهمن از شبکه های خبری به صورت مستقیم پخش می شود . رئیس جمهور مثل همیشه و البته مثل روسای جمهور پیش از خود ، در باره مسائل مختلفی از شیر مرغ گرفته تا جان آدمیزاد در حال حرف زدن است . این البته سنتی است که عمری نزدیک به سه دهه دارد و از رهبران و مسئولین ج.ا.ا چندان عجیب نیست . اما بخشی از سخنان آقای احمدی نژاد که توجه مرا جلب کرد این بود که حضرتش ، بیش از نیم ساعت در باره مقولاتی همچون :  دینداری ، انسان کامل ، خلیفه اللهی انسان ، رستگاری ، یگانه پرستی و ... صحبت کرد . مسائلی که گفتگو در باره آنها کار دین پژوهان ، روشنفکران و علمای دینی و یا علاقمندان به این گونه مسائل است نه وظیفه رئیس جمهور .

نا خود آگاه ذهن من به این موضوع معطوف شد که چرا ما فردی را به عنوان رئیس جمهور  انتخاب کرده و بالاترین سمت اجرایی را به ایشان تفویض می کنیم ؟ از او چه انتظاری داریم ؟ و می خواهیم که او برایمان چه کند که در صورت عدم انتخاب وی آن کار و نتیجه اش برایمان حاصل نمی شد ؟ طبیعی است که ما از وی انتظار داریم امور اجرایی کشور را اداره کند . اقتصاد را سر و سامان دهد و سیاست داخلی و خارجی را اداره نماید . شرایط را برای فعالیت آزادانه احزاب ، نهادهای مردم ساخته ( غیر دولتی ) ، سندیکاها ، اپوزیسیون ، رسانه ها و مطبوعات و خلاصه آن چه را که برای حیات اجتماعی شهروندان ضرورت دارد و ما تحت عنوان جامعه مدنی از آن نام می بریم فراهم نماید . بنابراین انتخاب رئیس جمهور نشان می دهد که شهروندان ، واعظ و موعضه گر و خطیب دینی و معلم علوم اخلاقی نمی خواهند وگر نه همه سر و پا برهنه به درگاه یکی از همین آیت الله ها شتافته و از وی می خواستند تا رئیس جمهور شود . چرا که آنها بهتر از هر کسی می توانند از اخلاقیات و دین و فلسفه و ... سخن بگویند . یا مثلا در بین کاندیداهای ریلاست جمهوری به روحانیون رأی بهند که طبیعتا تسلطشان بر مسائل دینی ( منظور اسلام فقهی است ) بیشتر از غیر روحانیون است .

ما از رئیس جمهور انتظار گرفتن ژست های پیامبرگونه را نداریم . انتظار نداریم وی ما و دیگران را به وحدانیت دعوت کند . انتظار نداریم که از اخلاق برای ما صحبت کند . انتظار نداریم که برای سران کشورهای مختلف نامه نوشته و آنها را به دین دعوت کند . این کار ها وظیفه او نیست . وظایف او در قانون اساسی و دیگر قوانین موضوعه آمده است . وی اگر به همین قوانین ملزم باشد و وظایف قانونی خود را به نحو احسن انجام دهد ما سپاسگزار او خواهیم بود . مجلس بحث و فحث اخلاقی را ایشان به اهلش واگذار نمایند . اگر هم ایشان به تدریس اخلاق علاقمند هستند لطفا در منصبی غیر از ریاست جمهوری مثل حوزه علمیه و یا دانشگاه به این علاقه خود بپردازند .

این امر مختص رئیس جمهور اصولگرا و دوم خردادی و اصلاح طلب و چپ و راست ندارد . هر کس می خواهد در منصبی اجرایی ، تدریس اعلم اخلاق نماید باید بداند که سوراخ دعا را گم کرده است . والسلام .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 8:53  توسط دن کیشوت   | 

تردید

تردیدهایی جدی در اصالتی دروغین وارد شده است و کمتر جسارتی برای گفتن آن وجود دارد . این که رسالتی در قبال کسی و جایی به غیر از همنوعان خود در همین جا داری ، حقیقتی ندارد . خلیفه کسی دیگر نیستی . از دست دادن فرصت های امروزی  ، به امید آرمانشهری کذایی ، خبطی اساسی است . این را مدتهاست که فهمیده ام ......

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 17:12  توسط دن کیشوت   | 

روزمرگی یک ماهنامه

ماهنامه « زنان » هم به جمع نشریات توقیف شده پیوست . محافظه کاری شهلا شرکت و دوستانش در رعایت خطوط قرمز نظام و اسلام و مخالفتشان با دیگر نحله های فکری جنبش زنان و مهم تر از همه با فمینیست های سکولار هم نتوانست آنان را به شرایطی برساند که مقبول طبع ایدئولوژی رسمی قرار بگیرد و تیغ تیز توقیف هم بر رگ حیات این ماهنامه فرود آمد و شد آنچه شد . ماهنامه زنان در شرایطی توقیف شد که در خصوص موضوع مهمی همچون « کمپین یک میلیون امضاء » که در حقیقت یکی از هویت بخش ترین حرکت جنبش فمینیستی در ایران بود و حتی در خصوص تجمه جمعی از فعالین زن در میدان هفت تیر نیز موضعی منفی و مخالف گرفته بود . اما این مسائل هیچکدام نتوانست حکم به ادامه حیات آن بدهد و بدین سان حکم مرگ این ماهنامه صادر شد .

ماهنامه « زنان » نشریه ای بود که تلاش می کرد در چارچوب نظام ، لزوم تغییر در قوانین مربوط به زنان را پیگیری نماید . حمایت و ترویج اجتهاد نوین در خصوص قوانین فقهی مربوط به زنان و حمایت از مراجعی همچون آیت الله صانعی و افکار تازه ایشان در خصوص حقوق زنان و تأکید بر اینکه با استفاده از رویکرد نواندیشانه به دین می توان تساوی حقوق زن و مرد را به دست آورد از جمله نگرش های فکری این ماهنامه زنانه بود .

حقیر به مقتضای علاقه خود به مسائل مربوط به حقوق زنان ، از سالها پیش این مجله را مطالعه می کردم . اعتراف می کنم آن زمان که موضوع روشنفکری دینی ، بحث روز بود و جز جنبش های مذهبی زنان ، این عرصه فاقد فعالین دیگری بود مجله زنان می توانست پاسخگوی بسیاری از خواسته های باشد ؛ اما با تغییر نگرش ها و تضعیف مقوله روشنفکری دینی و قدرت گرفتن مباحث عرفی و سکولار و همچنین ظاهر شدن جنبش های فمینیستی که حقوق زنان را الزاما از مجراهای دینی و مذهبی پیگری نمی کردند این مجله از رونق پیشین افتاد و جای خود را به اندیشه های غیر دینی دیگر داد .

این نشریه هیچگاه موج نوینی در خصوص مسائل مربوط به زنان ایجاد نکرد . چه بسا سایت ها و یا وبلاگ هایی که میزان تأثیرگزاری شان بسیار بیشتر از این مجله بود . شکست جنبش اصلاحی و رونق گرفتن اندیشه های پوپولیستی ، در سالیان اخیر ، تأثیر منفی خود را بر این نشریه نیز گذاشته بود و در این اواخر این نشریه چیزی برای گفتن نداشت . مصاحبه با زنان هنرمند ، بازیگر ، قهمرمانان مسابقات ورزشی و ... از مهم ترین هنرهای این ماهنامه شده بود . به نظر می رسد تعطیلی ماهنامه « زنان » لطفی بود که از سوی حاکمیت به خانم شرکت شد ؛ چرا که این نشریه هر چند ماهنامه بود ولی به روزمرگی افتاده بود ...

میزان مطبوعات و کمیت آن در هر جامعه ای ، یکی از شاخص های توسعه است و تعطیلی هر نشریه ای بسیار نگران کننده و نشان دهنده توسعه نیافتگی یک جامعه است . حتی تعطیلی نشریات زرد هم قابل تحمل نیست تا چه رسد به نشریه ای همچون « زنان » . با این همه در برخی از تعطیلی ها خیرات و برکاتی است و تعطیلی « زنان » کمترین خیر و برکتش این است که نشان می دهد دست به عصا بودن و کجدار و مریز رفتن و رعایت انواع خطوط قرمز و غیر قرمز هم در این مملکت افاقه نمی کند . گوی سبقت را زنانی بردند که فارغ از دین و مذهب به حقوق زن توجه دارند نه آنان که در حال تفسیر مداوم احکام اسلام اند . این تفاسیر تنها مسکنی است برای دردی به نان تضییع حقوق زن . مداوای اصلی آن از راه دیگری است ....

تعطیلی « زنان » مرا غمگین نکرد . حتی آهی از سر تأسف هم نکشیدم . اگر ناراحتی بود تنها برای تحدید آزادی بیان بود و نه برای مجله « زنان » . خانم شرکت و دیگر دست اندرکاران مجله « زنان » باید سپاسگزار ، ممیزان وزارت ارشادباشند که آبروی نشریه شان را خریدند و مرگ آنها را که سالها پیش اتفاق افتاده بود به شهادت تبدیل کردند .

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 13:40  توسط دن کیشوت   | 

ما و انتخابات هشتم مجلس

همانگونه که پیش بینی می شد هیأت های اجرایی انتخابات هشتم مجلس شورای اسلامی ، کاندیداهای منتسب به ائتلاف اصلاح طلبان را به صورت گسترده و « فله ای » رد صلاحیت کرده و از رقابت در انتخابات محروم کردند . این بار نیز چون همیشه ، شامورتی بازی های کروبی و حمله به اصلاح طلبان واقعی و تلاش برای ارائه چهره ای خودی از حزب اعتماد ملی و کاندیداهایش نیز افاقه نکرد و باز هم رد صلاحیت همه کسانی غیر از وابستگان به قرائت حاکم ، سر بیت غزل انتخابات در ایران شد . در این میان کلاه گشاد ابوموسایی بر سر ورشکسته ای سیاسی همچون کروبی قرار گرفت که نه تنها اعوان و انصارش تأیید صلاحیت نشدند بلکه حملات مداومش به اصلاح طلبان نواندیش مشارکتی ، تنها باعث شد خوراک لازم برای سرکوب اصلاحات و اصلدر اختیار اقتدارگراهای مخالف دموکراسی ( جناح محافظه کار ) از یک سو و پوپولیست های توده گرای مردم فریب ( احمدی نژاد و هوادارانش ) از سوی دیگر ، فراهم شود .

تردیدی نیست که این بار نیز همچون گذشته ، بزرگان جناح اصلاح طلب دولتی ، رایزنی با مقامات عالی نظام را آغاز خواهند نمود تا با دست به دامان شدن به آن مقامات ، بتوانند برخی از چهره های رد صلاحیت شده را تأیید نمایند . این اقدام ولو اینکه نتیجه بدهد که کاملا مشخص است بی نتیجه خواهد بود ، موجب کسب وجهه برای آن مقامات خواهد شد و اگر در نتیجه رایزنی ها ، افرادی تأیید شوند ، آنقدر که بر اعتبار مقامات ، افزوده می شود تأثیری در سرنوشت اصلح طلبان حکومتی نخواهد داشت .

این رایزنی ها ، این بار با دفعات پیشین تفاوتی اساسی دارد و آن این است که آقای هاشمی رفسنجانی نیز با کروبی و خاتمی همراه شده است . تردیدی نیست که هاشمی هیچگاه دلش برای دموکراسی نسوخته است همچنان که دل کروبی هم و حتی تا حدودی خاتمی نیز . اضافه شدن هاشمی به این دو ، نه تنها وزن رایزنی شان را بالا نخواهد برد بلکه تنها موجب آگاهی هاشمی از برنامه های آتی اصلاح طلبان و در نتیجه لو رفتن آن برنامه ها می شود . از شخصیتی مثل هاشمی بعید است که ماجرای آخر شدنش در مجلس اصلاح طلب ششم و انتقادهای کذایی را به این راحتی فراموش کرده باشد . او سیاستمداری زیرک است که هم اصلاح طلبان را به بازی گرفته است و هم محافظه کاران را . شکی نیست که اگر هاشمی با نظام مشکل داشت هیچگاه رئیس نهاد مهمی همچون مجلس خبرگان رهبری نمی شد .

در یک حالت خوشبینانه ، ترکیب مجلس هشتم جمهوری اسلامی ، ملغمه ای شبیه مجلس هفتم خواهد شد که اقلیتی از اصلاح طلبان که فاقد چهره های سرشناس ، مهم و کاردان باشد در کنار اقلیتی از محافظه کاران تشکیل خواهد بود . نتایج رد صلاحیت ها ی ابتدایی و نهایی مشخص کرده و می کند که بسیار تلاش می شود اقلیتی  ناکارآمد ، فشل و ناتوان از هر گونه کنش سیاسی و تأثیرگزاری بر مجلس و مصوبات آن ، همچون مترسک سر  خرمن ، به وجود آمده تا هم امکان هر  کنشی از آنان گرفته شود و هم حاکمیت بتواند اتهام مجلسی یکدست را نفی کند .

هر چند تجربه انتخابات نهم ریاست جمهوری نشان داد که شرکت در انتخابات به مراتب بهتر از قهر با صندوق رأی است اما در خصوص انتخابات مجلس به نظر می رسد گزینه تحریم انتخابات ، موثرتر ، کاراتر و ثمر بخش تر باشد . بدیهی است نمایندگان رد صلاحیت شده ایی  که با الطاف مقامات عالی ، تأیید شده و به مجلس راه یابند حتی اگر توان آبستراکسیوت و از رسمیت انداختن جلساتن را داشته باشند جرأت و جسارت آن را نخواهند داشت . پس این ادعا که باید تلاش شود تا اقلیتی قوی از اصلاح طلبان وارد مجلس شود در کلیت ماجرا توفیری نداشته و تنها ، معطل نمودن خواسته های اساسی مردم برای یک دوره چهارساله دیگر خواهد بود .

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 11:54  توسط دن کیشوت   |