سرگذشت یک قهرمان
این یادداشت به هیچ وجه به عنوان حمایت از رژیم اسرائیل نیست . تنها هشداری است که ما را در خصوص آنچه پیرامونمان می گذرد هشیارتر نماید .
.....................................
شبکه های مختلف خبری و از جمله بنگاه سمع و بصر ایران ، چهره فربه و گوشتالوی سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان را نشان می دهند که با دهانی گشاده در جشن به اصطلاح پیروزی بر اسرائیل سخن می گوید . او این پیروزی ها را وعده الهی می داند که تنها به همین جا ختم نشده و ادامه خواهد یافت . وی فرایند تبادل اسرا را شکست اسرائیل و پیروزی خود و گروه نظامی اش می داند . در این مرحله سمیر قنطار که نزدیک به سه دهه را در زندان های اسرائیل گذرانده است آزاد شده است و این موضوع بخش مهمی از تفاسیر سیاسی را به خود اختصاص داده است . اهمیت آزادی سمیر قنطار تا جایی است که سید حسن نصر الله در ادامه سخنرانی خود از سمیر قنطار و چهار تن دیگر از اسرای فلسطینی که اخیرا آزاد شده اند با نام کوچک اسم می برد . وی می گوید : « ... همچنين به سمير، ماهر، خضر، حسين و محمد كه به تازگى از زندانهاى رژيم صهيونيستى آزاد شدند نيز خوشآمد مى گويم... » .
اما ؛ این سمیر قنطار کیست که از سوی سید حسن نصر الله به اسم کوچک خوانده می شود و از وی به عنوان قدیمی ترین زندانی فلسطینی از وی نام برده می شود ؟ وی کدام عملیات چشمگیر و درخشان را بر علیه اسرائیل انجام داده است ؟ نتیجه عملیات شجاعانه او چه بوده است ؟ وی در زندان های اسرائیل چه درجاتی از شکنجه را تحمل کرده و اوضاع بر وی چگونه گذشته است ؟ این قهرمان شجاع چگونه به قلب نیروهای اسرائیلی زده و تعداد بی شماری از آنها را به خاک افکنده است . برای پاسخ به این سوالات ، ناچار هستیم تا در باره او بیشتر بدانیم و عملیات متهورانه اااا وی را مورد کنکاش قرار دهیم . آنوقت است که پی می بریم آنچه تا کنون در باره این قهرمان اسلام گفته شده است تنها یکی از هزاران و قطره ای از اقیانوس بی انتهای کمالاتش است .
سمیر قنطار در 20 ژوئئیه سال 1962 م. در لبنان به دنیا آمده است . او عضو جبهه آزادیبخش فلسطین است . در 22 آوریل سال 1979 م. در حالی که 17 سال بیشتر نداشته است همراه با سه نفر دیگر به وسیله یک قایق تندرو وارد شهر نهاریا در اسرائیل می شوند . ابتدا یک پلیس را می کشند و سپس وارد یک آ÷ارتمان شده و « دنی هاران » 28 ساله و دختر چهارساله او را ( اینات ) به گروگان می گیرند . « اسمادر هاران » همسر دنی و دختر دیگرشان هایل و یکی دیگر از همسایه ها در طبقه بالا مخفی می شوند . در این هنگام هایل دختربچه کوچکی که همرا به مادرش مخفی شده است گریه می کند و مادر برای جلوگیری از گریه او جلوی دهانش را می گیرد . دختر بچه خفه می شود . قهرمان قصه ما یعنی سمیر قنطار و دیگر شجاعان همراهش ، دنی پدر خانواده و دختر چهارساله اش ( اینات ) را به ساحل می برند و با توجه به حمله پلیس ، هر دو نفرشان را از پشت به قتل رسانده و جسدشان را به دریا می اندازند . قنطار و دوستانش دستگیر شده و وی به چهار بار حبس ابد محکوم می شود .
اما وضعیت سمیر قنطار در زندان بسیار جالب و شنیدنی است . وی در زندان با خانمی عرب اسرائیلی که در زمینه زندانیان تروریست فعالیت های بشردوستانه انجام می داده ازدواج می کند . ازدواج در زندان ؟ بله . ( قابل توجه کشورهایی که دم از اسلام می زنند و زندانیان سیاسی را در شرایط آنچنانی نگهداری می کنند ) .همسر وی در زمان ازدواج به صورت ماهیانه و مستمر از دولت مقرری دریافت می کند چرا که شوهرش ( سمیر قنطار ) در زندان بوده است . هر چند سمیر قنطار بعدها از این خانم جدا می شود ؛ اما در همان زندان از یکی از دانشگاههای اسرائیل و در رشته علوم سیاسی مدرک دکترا می گیرد . وی در نهایت عاقبت به خیر شده و در مقابل جسد دو سرباز اسرائیلی مبادله می شود .
این بود شرح قهرمانی ها و شجاعت های سمیر قنطار ، جوان ماجراجویی که از سوی حزب الله و ایران و دیگران قهرمان ملی معرفی می شود . کشتن یک پلیس و نابود کردن یک خانواده بیگناه که تنها جرمشان یهودی بودن و زندگی در اسرائیل بوده است . در این اندیشه ام که نکند دیگر قهرمانان شهید فلسطینی نیز حکایتی از این سنخ داشته باشند .
منبع :
هفته نامه شهروند ، شماره 54 ، ص 58

