ماتیک و از رو لبات پاک کن ...
وقتی دختری حدودا 5 ساله را دیدم که لب های کوچک خود را با ماتیک قرمز به شکلی مشمئز کننده رنگ آمیزی کرده بود و به خاطر تمام شدن لاک ناخنش ، با گریه از مادر خود لاک جدید می خواست به عمق فاجعه پی بردم ...
........................................................................
تردیدی نیست که استفاده از لوازم آرایشی ، عمری به بلندای خلقت انسان دارد . از همان زمانی که انسان اولیه با استفاده از امکانات موجود در طبیعت به آرایش خود پرداخت و گل ها و گیاهان را به خود آویزان کرد و از رنگ های طبیعی و یا حتی از خون پرندگان برای ایجاد نقش و نگارهایی بر روی پوست خود استفاده کرد تا امروزه که غول ها و امپراتوری های بزرگ جهانی « صنعت » عظیم تولید و فروش لوازم آرایشی ، بخش زیادی از اقتصاد جهان را در ید با کفایت خود دارند ، آرایش و لوازم آن گام به گام حیات بشری به پیش آمده و رشد و رونق چشمگیری داشته است .
حقیر البته به سبک و سیاق آقای رئیس جمهور به دنبال یافتن « دست ها » و « مافیای » ( به تعبیر ایشان ، شمافیا) لوازم آرایشی نیست . آنچه که ذهن نگارنده را به این موضوع معطوف نموده است تنها و تنها نگرانی از میزان استفاده از اینگونه تولیدات مصرفی در جامعه ایران است ؛ به نحوی که به جرأت می توان مدعی شد که امروزه میزان استفاده از این اقلام در بیرون منزل و در سطح اجتماع آن چنان گسترش یافته است که حتی دخترکان نوجوان مقطع راهنمایی هم در استفاده از آن ولو به صورت ملایم و کمرنگ کمترین تردیدی به خود راه نمی دهند .
امروزه کمتر چهره ای را در کوچه و خیابان پیدا می کنید که لایه ای از انواع کرم ها و لوسیون ها و رنگ ها و لعاب ها بر خود نداشته باشد . از نوجوان چهارده ساله تا پیرزنان رو به موت و بعضا « از دست عزرائیل گریخته » همگی در ماراتنی شرکت کرده اند که نتیجه نهایی آن استفاده بیشتر و بیشتر از این معجون های مختلف است . همین امر موجب شده است که ایران به عنوان یکی از رکوردداران عرصه مصرف لوازم آرایشی باشد و گوی سبقت را از دیگر کشورهای منطقه و بلکه جهان برباید . طرفه آنکه آمار استفاده از لوازم آرایشی و آن هم از نوع نه چندان مرغوبش در ایران و برخی دیگر از کشورهای توسعه نیافته در مقایسه با کشورهایی که خود حتی از تولید کنندگان لوازم آرایشی هستند به شدت افزون تر است .
نمی خواهم بر این واقعیت مهم ، قلم انکار بکشم که یکی از دلایل مهم و قابل توجه در گسترش استفاده از اقلام مصرفی آرایشی در ایران ، فرهنگ اسلامی و دینی ایرانیان است که با تاکیدی که بر پوشش و پوشیدن بدن زنان دارد شرایطی به وجود می آورد که زنان و دختران که بنا بر طبیعت خود ، کششی غریزی به نشان دادن زیبایی های خود دارند ناچارند که با توسل و تمسک به لوازم آرایشی در صدد جذب جنس مخالف و کسب توجه آن داشته باشند . زنان مسلمان که بنا به تعلیمات و آموزه های دینی خود از نشان دادن بسیاری از زیبایی های خود منع شده اند به ناچار به سراغ چهره خود یعنی تنها عضوی از بدن خود می روند که تا حدود زیادی از محدودیت های شرعی مصون مانده و کماکان اختیارش در دست خودشان است . به همین دلیل است که انواع و اقسام نگارگری و هنرمندی بر روی چهره زنان نمایان شده و همچون « بوم نقاشی » جولانگاه رنگ ها و هنرنمایی ها می شود .
بحث استفاده از جواهرات وزیورآلات ، نمونه ای گویا از محدودیت های زنان ایرانی و « نوآوری » های آنها در رهایی از این محدودیت هاست . به عنوان مثال در غرب و یا جوامعی که محدودیت خاصی بر پوشش زنان اعمال نمی شود « گردنبند » و سایر جواهراتی که بر گردن و سینه آویزان می شود محبوبیت بالایی داشته و از سوی زنان به وفور مورد استفاده قرار می گیرد . این در حالی است که زنان ایرانی و مسلمان که بنا بر آموزه های دینی نمی توانند گردنبند و جواهرات آویزان بر سر و سینه خود را به نمایش بگذارند به ناچار به سوی استفاده از انگشتر ، النگو ، دستبند و ... می روند که قابلیت نمایش داشته و کمتر مورد نکوهش شرعی قرار دارند .
در غرب آرایش و استفاده افراط گونه از لوازم آرایش یا مختص زنان میانسال و یا سالخورده ای است که تلاش می کنند بخشی از جوانی از دست رفته خود را بازیافته ، یا مخصوص کسانی است که به دلیل وقوع حوادثی ، زیبایی شان مورد خدشه واقع شده و یا در نهایت مخصوص زنان « روسپی » است که با آرایش های غلیظ ، مهیج و س .ک. سی در تلاشند تا مشتری کالاهای عرضه شده خود را پیدا نمایند . در مواردی غیر از این ، استفاده معتدل از لوازم آرایشی تنها برای زدودن خستگی کار روزانه و یا تنوع در مهمانی های شبانه است و جز این حالت دیگری متصور نیست . پر واضح است که در همه این موارد ، نوجوانان و یا دختران جوان ، ترجیح می دهند که همچنان زیبایی طبیعی و شادابی و سرزندگی جوانی را بر چهره داشته و آراستن خود را با روش های مصنوعی که در نهایت زیبایی طبیعی آنها را زایل می کند نمی پذیرند .
استفاده از لوازم آرایشی در جامعه ایرانی که به سرعت رو به گسترش دارد به صورت نوعی « بیماری اجتماعی » درآمده است که نه تنها سلامت اجتماع را به خطر انداخته است بلکه هزینه های گزاف اقتصادی را بر جامعه تحمیل نموده و بسیاری از ثروت های کشور را به جیب عمیق تولیدکنندگان آن سرازیر نموده و می نماید . آنچه در این میان عجیب می نماید « رقابتی » است که در این « بیماری » وجود دارد و افراد در کورس « هر چه بیمار تر شدن » به رقابت پرداخته اند و آنچه عجیب تر است رقابت دختران نوجوانی است که در این میان گوی سبقت را از زنان جوان و میانسال و سالخورده ربوده و در کیف خود کلکسیونی از لوازم گوناگون آرایشی دارند .
نکته پایانی این مقال این است که صرف نظر از میزان استفاده از لوازم آرایش ، کیفیت نامرغوب آن ، موضوع مهم و قابل توجهی است که در بلند مدت و حتی در کوتاه مدت سلامت زنان و دختران را به خطر انداخته و چه بسا آسیب های روانی را بر آنان وارد نماید . واقعا از رژ لبی که دانه ای 150 تومان توسط دستفروشان کنار خیابان ارائه می شود انتظار چه معجزه ای می رود که زنان و دختران اینگونه بر بساط آنها ، خم شده و آنها را زیر و رو می کنند ؟ حقیر به چشم خود رژلب های کوچکی را دیده ام که در بسته دوازده تایی از قرار هر بسته هزار تومان به حراج گذاشته شده و کسانی را در حال خرید این بسته ها دیده ام که حداقل پانصدهزار تومان لباس و کفش بر تن و پا دارند .
معتقدم که جنبش برابری خواه زنان ایران و سایر جنبش های فمینیستی که برابری حقوقی و اجتماعی زنان را در برنامه های خود قرار داده اند باید بخشی از برنامه های خود را معطوف سلامت جسمی و روانی زنان نموده و در این رهگذر در مورد لوازم آرایشی و استفاده از آن به فرهنگ سازی مشغول شوند . این مهم البته مشروط به این نکته است که حضرات خود در کیف و جیب خود از چنین لوازمی به تعداد کثیر و برای روز مبادا ذخیره و انبار ننموده باشند . / و من الله التوفیق .
