دارم هوای صحبت یاران رفته را ....
ما را به خاطر بیاور!
ما را که تازه جوانانی بیست و دو ساله بودیم
شور و عشق در سینه داشتیم و
پیش از انکه عاشق شویم
سینه بر خاک سوده
مردیم.
ما را به خاطر بیاور!
ما را که سینه سرخانی خنیا گر بودیم
و ده به ده
نه در آسمان و نه در کوهسار
و نه بر شاخسار
که در بازار
پیش از آنکه آوازه خوان شویم
بر شاخه ای تکیده از تکیه گاه خویش
جان وا سپردیم.
به خاطر دارم پیامشان را،
سرنوشتشان را ،
آری...
و همیشه در گذ رگاه خاطرم در گذر است
آواز های صامت سینه سرخان سینه بر سیخ
و تجسد آرزو های بیست و دو سالگان سینه بر سنگ
و از تکرار یادشان
شاید پیش از آنکه شاعر شوم
بیست و دو ساله بمیرم.
آمین...
************شعر از عزت ابراهیم نژاد شهید کوی دانشگاه *************
.........................
هجدهم تیر ماه نزدیک است . باز هم خاطره برخورد و سرکوب خشن با دانشجویان و اشغال خوابگاهشان ، باز هم یاد و خاطره عزت ابرایهم نژاد و دیگران ، باز هم یاد دادگاه فرمایشی و ماست مالی کردن قضایا ، باز هم یاد لرزیدن آنکه خود را نایب خدا بر زمین می داند ، باز هم تبرئه عامل اصلی جنایات کوی دانشگاه و باز هم مدعی شدن حضرتش ، باز هم یاد لباس شخصی هایی که بیشترشان خواهر ، برادر و یا دوست خود ما بودند و هستند اما چون بیگانگان با رفتار کردند و می کنند ، باز هم یاد آن « ریش تراش کذایی » ، باز هم یاد اروجعلی ، سرباز بیچاره ای که به جرم دزدیدن همان « ریش تراش » کذایی ، آبرویش رفت ، باز هم یاد دانشجویی که چشمش تخلیه شد ، باز هم یاد انداختن دانشجویان از طبقات خوابگاه با ذکر مقدس یا حسین و یا زهرا ، باز هم یاد شعبان جعفری های بسیجی ، باز هم اکبر و منوچهر محمدی ، باز هم یاد احمد باطبی و البته به سلامتی رهایی اخیرش ، باز هم استعفای شجاعانه مصطفی معین وزیر علوم وقت ، باز هم .... همه و همه در ذهنم آوار می شود .
18 تیر 78 باید روز دانشجو باشد نه شانزدهم آذر 32 . در آن سال دانشجویان به مبارزه با استبداد سیاسی برخاستند و شهید شدند و در این سال دانشجویان هم با استبداد سیاسی مخالفت کردند و هم به جنگ استبداد دینی رفتند . استبداد سیاسی قتل عامشان کرد و استبداد دینی این قتل عام را توجیه شرعی و به اصطلاح غسل تعمید داد .
شما را فراموش نخواهم کرد ؛ حتی اگر زبان بریده به کنجی نشسته باشم صم و بکم ...