آروغ های روشنفکری
اولین بار زمانی به زدن « آروغ های روشنفکری » متهم شدم که صبح روزی بود که رئیسم مرا به اتاقش فرا خواند . پس از مقداری کلی گویی و پراکنده گویی و آسمان و ریسمان به هم بافتن ، گفت : « خبر آروغ های روشنفکریت به من می رسه . سرت به کار خودت باشه . تو تنها یک نفر هستی از هزاران نفری که در این سیستم به کار مشغول اند . کسانی که چرخ امور را می چرخانند ( منظور حضرتش ، خودش و دیگر مدیران همپالکی اش بود ) هر وقت اراده کنند همه چیز را درست می کنند . تو جوش بیهوده نزن . دست از این آروغ های روشنفکری بردار ... وگرنه ... بدجوری کلاهمان توی هم می رود ... » .اینجانب نیز از آنجایی که بچه مودب و حرف گوش کنی هستم و نمی خواهم به این مباحث « صد من یک غاز » متهم شوم مدتهای مدیدی است که توصیه حضرتش را آویزه گوش دراز خود نموده و آروغ های روشنفکری خود را از محل کار به جاهایی دیگر ( مجمع دوستان بیکار و تن لش ، منزل و گوش مفت خانواده و ... ) منتقل کرده ام .
اما غرض از بیان این موضوع این بود که اعتراف کنم آن روز از این ترکیب و اصطلاح بسیار رنجیدم . انصافا اتهام سختی بود . به آدم بر می خورد . اینکه نظرات خود را بیان کنی و آن را با « آروغ زدن » که معمولا از روی سیری و انباشتن اندرون از طعام رخ می دهد مقایسه کنند قابل تحمل نیست . مدتی گذشت تا توانستم با موضوع کنار بیایم . هر چه بود گذشت و اینجانب از روی جبر و یا به واسطه اختیار موضوع را فراموش کرده بودم تا اینکه ....
هفته گذشته بواسطه مسافرتی دسته جمعی با برخی از دوستان به سواحل شمالی کشور رفتبم . در ویلایی کذایی ، و پس از صرف غذا مباحث زیادی از بحث اقتصاد تا سیاست و خواننده های لس آنجلسی و غائله پالیزدار و هدفمند نمودن یارانه ها و انتخابات زیمبابوه و بحران لبنان و ... گرفته تا لباس و پوشاک و خوراک و ... مطرح شد . در این میان یک بار دیگر مبحث « آروغ های روشنفکری » برای من تداعی شد و آن زمانی بود که برخی از دوستان در مسائلی که به هیچ عنوان در تخصص آنها نبود و کمترین اطلاعاتی در مورد آن نداشتند به اظهار نظرهای آنچنانی پرداخته و داد سخن می دادند ؛ ( در مورد آروغ های روشنفکری من باید عرض کنم که اظهار نظرهایم کاملا با رشته ، شغل و تخصصم مناسبت داشت ) . گویی که سالهاست در آن عرصه تحقیق و پژوهش و کنکاش و کاوش نموده باشند . جالب تر آنکه در این رهگذر دیگرانی را که به وسع خود تلاشی نموده و گامی پیموده بودند مورد تمسخر و تخریب و تخطئه قرار می دادند . اینجا بود که یاد خاطره « آروغ های روشنفکری » افتادم و فهمیدم که انصافا در برخی از موارد و در باره برخی از افراد این اصطلاح ، دقیق ترین اصطلاحی است که می تواند گویای حال و وضعیت شان باشد .
به هر حال امروزه یقین دارم که آروغ های روشنفکری یکی از مشکلات عدید جامعه ما و فرهنگ ما و اخلاق و عادات ما ایرانی هاست . در این تردیدی ندارم .
